دسته
جك وSMS
ستاره ها
ايرانشناسي
مهدويت
خبر گزاري مهدي فخر در شهر ستان ها
كرمان شناسي
بهترين مطالب
آموزش گام به گام تنیس
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 100140
تعداد نوشته ها : 695
تعداد نظرات : 58
Rss
طراح قالب

                                       به نام خدامن افتخار دارم که در خدمت دوستان گل تبیانی هستم با ارزوی موفقیت شما نظر دهندگان     $$$$$$$$$$$$$$در این مطلب می خواهم در مورد کار با وبم به شما توضیح بدهم. اول اینکه به علت بهم ریختگی صفحه اول شما با استفاده از دسته ها وانتخاب انها راحت تر به مطلب مورد نظر تون میرسیندوم اینکه بخش   پرسش وپاسخ افتتاح شد  و شما عزیزان با وارد کردن متن سوالتون در رابطه با مسائل (مهدویت .فناوری و کامپیوتر.دین وزندگی احکام نوجوانان.مطالب دروس سالهای راهنمایی.بانکداری .علوم فضا علوم زمین.قیمت های روز اجناس .ویتامین های موجود در انواع مواد غذایی وسبزیجات ومیوه ها.تاریخ ایران وجهان .تاریخچه کاشف خصوصیات و...عنصرها مانند اکسیژن و....شعر .شاعران . تاریخچه شهر ها.وغیره.......)در قسمت  نظرات هریک از مطالبی که تاکنون ثبت شده پس از یک یا سه روز بعد جوابتون رو پس از انتخاب دسته پرسش وپاسخهاببینید توجه داشته باشید که متن پاسخ بیش از 30 خط با فونت 6 خواهد بود اگر شما به جواب کمتر نیاز دارید حنما ذکر کنید و سوم اینکه این وب به زودی دارای سوالات ببببسسسسسییییییااااااارر(بسیار)زیادی در رابطه با تمامی دروس سالهای راهنمایی.دروس کلاسهای کامپیوتر (مهارت های1.2.3و7)وغیره ....  میشه. با پاسخ                                                          

 دوست دار شما   مهدی فخرthank you  

دسته ها :
سه شنبه ششم 12 1387
KJKSZPJ = اسلحه های نوع دوم ( حرفه ای )
UZUMYMW =اسلحه های نوع سوم ( خفن )
HESOYAM = سلامتی+ضد گلوله+مقداری پول
OSRBLHH = افزایش درجه تعقیب به 2 ستاره
ASNAEB = بدون درجه تعقیب
AFZLLQLL = هوای آفتابی
ICIKPYH = هوای بسیار گرم
ALNSFMZO = هوا ابریه!!!
AUIFRVQS = بارون!!!!
CFVFGMJ = وای چه مه غلیظی!!!
YSOHNUL = Faster Clock
PPGWJHT = سریع تر کردن game play
LIYOAAY = کند تر کردن game play
AJLOJYQY = ملت با کلت میریزن سرت!!
BAGOWPG =این است یک مرد سخاوتمند!!!
FOOOXFT =همه مسلح هستند
AIWPRTON = f بر ات rhino میندازه
CQZIJMB = این رو برات میندازه Bloodring Banger
JQNTDMH = این رو برات میندازه Rancher
PDNEJOH = این رو برات میندازه Racecar
VPJTQWV = این رو برات میندازه Racecar
AQTBCODX = این رو برات میندازه Romero
KRIJEBR = این رو برات میندازه Stretch
UBHYZHQ = این رو برات میندازه Trashmaster
RZHSUEW = این رو برات میندازه Caddy
CPKTNWT = همه ی ماشینها منفجر میشن!!!
XICWMD = ماشین نامرئی
PGGOMOY = افزایش مهارت در کنترل ماشین ( یه جورایی چرت و پرته )
SZCMAWO = خود کشی!!!!
ZEIIVG = تمامی چراغ های راهنمایی سبز میشن
YLTEICZ = راننده ها عصی میشن
LLQPFBN = این مربوط به ترافیک ه Pink traffic
IOWDLAC = این مربوط به ترافیک ه Black traffic
AFSNMSMW = قایق ها پرواز می کنن
BTCDBCB = چاق بشید چله بشید....
JYSDSOD = بشید مثل آرنولد ماهیچه ای ( به قول معروف : عضل مضل ریدیف میشه...!!!)
KVGYZQK = لاغر استخوانی
ASBHGRB =همه جا از این آدمه پر میشه Elvis
BGLUAWML = ملت با RPG میفتن دنبالتون
نمیدونم چی بگم والا.. CIKGCGX = Beach Party
MROEMZH = گانگستر ها همه جان
BIFBUZZ = گانگستر ها خیابون ها رو به دست می گیرند
AFPHULTL =یک نینجای شمشیر دار
این رو معنی نکنم بهتره BEKKNQV = Slut Magnet
BGKGTJH = ماشین های مدل پایین تو خیابون ها پر میشن
GUSNHDE = ماشین های مدل بالا تو خیابون ها پر میشن
RIPAZHA = ماشین ها به پرواز در می آیند!!
JHJOECW = والا ما هم نفهمیدیم این چیه!؟ Huge Bunny Hop
JUMPJET = این رو براتون میندازه Hydra
KGGGDKP = این رو براتون میندازه Vortex Hovercraft
JCNRUAD =فکر کنم موقعی که تصادف کنی می ترکی!!
COXEFGU =همه ی ماشین ها دارای نیترو
BSXSGGC = یه کد خفن برا پرت کردن ماشین ها به هوا!!!
XJVSNAJ = همیشه نصف شب باشه
OFVIAC = هوای ساعت 21:00
MGHXYRM = طوفان خفن
CWJXUOC = طوفان شن
LFGMHAL = پرش خفن
BAGUVIX = جون بی نهایت
CVWKXAM = این بی نهایت میشه Oxygen
AIYPWZQP = چتر نجات
YECGAA = این رو بهت میده jet pack
AEZAKMI =هیچ وقت پلیس مزاحمتون نمیشه
LJSPQK = پر شدن درجه تحت تعقیب
IAVENJQ = یک ضربه خفن
AEDUWNV = هیچ وقت گشنه نمیشید
IOJUFZN = حالت riot
PRIEBJ = یک اسکین
MUNASEF = حالت Adrenaline
WANRLTW = تیر بی نهایت
OUIQDMW = افزایش دقت تیر اندازی دو موقع رانندگی
THGLOJ = شهر کم ترافیک
FVTMNBZ = ترافیک حاوی ماشین های محلی
SJMAHPE = فکر کنم به همه یه کلت بده
BMTPWHR = خودتون امتحان کنید ببینید چی میشه
ZSOXFSQ = به همه RPG میده
OGXSDAG = یک شخص محترم
VKYPQCF = تاکسی ها نیترو داشته باشند
NCSGDAG = فکر کنم مهارت در تیر اندازی رو برا همه ی تفنگ ها پر می کنه
VQIMAHA = مربوط به ماشین ها
OHDUDE = این رو بهت میده Hunter
AKJJYGLC =این رو بهت میده Quad
AMOMHRER = این رو بهت میده Tanker Truck
EEGCYXT = این رو بهت میده Dozer
URKQSRK = این رو بهت میده Stunt Plane
AGBDLCID = این رو بهت میده Monster
ROCKETMAN = جت پک!!
ASNAEB = پاک کردن درجه تحت تعقیب

طوفان شن:

CWJXUOC

--------------------------------

هوامپیمای سمپاشی:

FLYINGTOSTUNT

-------------------------------

رانندگی حرفه ای:

NATURALTALENT

------------------------------

اسلحه حرفه ای:

PROFESSIONALKILLER

------------------------------

مشت خیلی قوی:

IAVENJQ

------------------------------

ماشین جنگی:

AGBDLCID

------------------------------

کامیون ۱۸ چرخ:

AMOMHRER

------------------------------

ماشین های گران و مدل بالا

GUSNHDE

-----------------------------

اتومبیل سیاسی

KRIJEBR

------------------------------

مینی لیفتراک

RZHSUEW

-------------------------------

نیتروژن

SPEEDFREAK COXEFGU

-------------------------------

کامیون تانکردار ۱۸ چرخ

AMOMHRER

-------------------------------

دلقک

PRIEBJ

-------------------------------

توضیحات بازی:

۱. نحوه عملکرد این کدها بدین صورت است که در داخل بازی رفته و در حین بازی (اصلا نیازی به زدن اسکیپ یا اسپیس نیست) این کدها را وارد می کنیم.

۲. اگر کدها را درست وارد کنیمُ در گوشه سمت چپ و بالای صفحه مانیتور نوشته ی CHEET ACTIVETED ظاهر خواهد شد.

۳. با وارد کردن هر کدُ در اولین بار کد فعال می شود و برای غیر فعال کردن هر کد آن کد را دوباره وارد می کنیم.

 گرد آورنده : مجتبی حسین جان زاده

دسته ها :
سه شنبه پانزدهم 11 1387
 

آموزش گام به گام تنیس (6)
آموزش گام به گام تنیس (6)

بک سوئینگ

بازیکنان مبتدی می‌توانند یک بک سوئینگ را با بردن راکت به سمت عقب درست قبل از حرکت راکت به سمت جلو ساده کنند. یعنی حرکت راکت را مانند بازکردن و بستن یک در ردیف می‌کنند. به هر حال تمام بازیکنان به سرعت سبک یک بک سوئینگ ویژه خود را به دست می‌آورند. در مدتی که شما از یک  دستورالعمل عمومی استفاده می‌کنید بهتر است که سبک شخصی بک سوئینگ خود را نیز پیدا کنید.

اولین قانون برای شروع این است که به محض اینکه تشخیص دادید توپ در چه جهتی حرکت می‌کند راکت را در وضعیت آماده نگه دارید و شانه خود را بچرخانید و منتظربرخورد توپ به زمین خود نباشید

اولین قانون برای شروع این است که به محض اینکه تشخیص دادید توپ در چه جهتی حرکت می‌کند راکت را در وضعیت آماده نگه دارید و شانه خود را بچرخانید. منتظربرخورد توپ به زمین خود نباشید. دومین قانون پیدا کردن یک حالت بک سوئینگ است که نه زیاد کوتاه و نه زیاد طولانی نباشد. بازیکنان مبتدی می‌توانند اینگونه آغاز کنند که راکت را به اندازه کافی به عقب برده تا جایی که آن را در جهت حصار و یا دیوار پشتی خود عقب ببرند. افراد خیلی حرفه‌ای ممکن است در برخی شرایط راکت را بیشتر از معمول عقب بکشند. اگر بک سوئینگ شما کوتاه است نمی‌توانید ضربه پرقدرتی بزنید. بالعکس اگر بک سوئینگ شما  خیلی بلند باشد احتمال خطا افزایش می‌یابد. از طرفی شما همیشه زمان کافی برای یک بک‌ سوئینگ بلند ندارید. آخرین قانون ایجاد یک حرکت نیم دایره با راکت است، بالا، عقب و سپس یک مکث درست قبل از حرکت راکت به سمت جلو برای انجام ضربه. شکل این حلقه شبیه حرف C رو به عقب است.

فوروارد سوئینگ

اکنون شما آماده زدن ضربه خود هستید تمام تمرینات برای ایجاد یک وضعیت استوار ضربه‌زنی در قالب اجزای حرکتی سوئینگ به سمت جلو انجام می‌گیرند. فوروارد سوئینگ زنجیره‌ای از حرکات مجزایی است که با حرکت پای شما در جهت ضربه آغاز می‌شود. حرکت راکت در یک صفحه افقی به نحوی که راکت عمود بر زمین باشد برای مبتدیان مناسب است. حتی بازیکنان بسیارحرفه‌ای نیز زمانی که قصد ایجاد یک ضربه محکم وعمیق را داشته باشند مسیر حرکت راکت را صاف می‌کنند.

(شکل 1- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

به عبارت دیگر سوئینگ در جهت جلو و بالا انجام می‌گیرد و با قسمت عقب توپ تماس پیدا می‌کند (شکل 1- 6) اگر مسیر سوئینگ خیلی رو به بالا باشد توپ تاپ‌اسپین بیشتری می‌گیرد. تاپ‌اسپین برای کنترل، هماهنگی و ایجاد ارتفاع بیشتر توپ در زمین مقابل پس از ضربه مناسب است.

دوباره از سبک قبلی استفاده کنید و این بار راکت را محکم در دست گرفته ، ضربه خود را کمی زودتر بزنید. امروزه عمل مچ روی ضربه بسیار معنادارتر از قبل است. در حالی که گریپ فورهند قدیمی نیازمند یک حالت نسبتا ثابت مچ برای اکثر ضربات بود. بازیکنانی که از گریپ غربی و یا نیمه غربی استفاده می‌کردند در هنگام ضربه شلاقی در پشت توپ فشار زیادی را به مچ و آرنج خود وارد می‌کردند. سعی کنید قبل از رسیدن توپ به آن ضربه بزنید. برخی از مربیان معتقدند زمانی که توپ در فاصله یک قدمی شماست، به آن ضربه بزنید. شما نمی‌توانید همیشه در آن فاصله عمل کنید ولی تلاش کنید تا حدالامکان اینگونه باشد.

تمرینات چرخش راکت به سمت جلو

1- پرتاب به سمت فورهند

در میانه زمین پشت خط سرویس بایستید. در حالی که یار شما 10 توپ را چنان به سمت شما پرتاب می‌کند که پس از برخورد با زمین در جهت فورهند تا ارتفاع کم بالا بیابند. وظیفه شما برگشت دادن این توپها با یک ضربه فورهند به زمین انفرادی مقابل است. (شکل 2- 6)

(شکل 2- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

افزایش درجه سختی تمرین:

* تمرین را از بیس‌لاین شروع کنید.

* سرعت توپهای پرتابی افزایش یابد.

*یارتان به جای پرتاب به توپها ضربه بزند.

بررسی موفقیت:

* تمرکز شما روی کنترل ضربات باشد نه قدرت آن.

* از یک سوئینگ افقی و یا در جهت پایین به بالا استفاده کنید.

 کاهش درجه سختی تمرین:

* سرعت توپها کاهش یابد.

* ضربه را با راکتی شروع کنید که درعقب قرار دارد.

امتیازدهی به موفقیتتان:

1 تا 3 فورهند موفق 3 امتیاز

4 تا 7 فورهند موفق 5 امتیاز

8 تا 10 فورهند موفق 7 امتیاز

ثبت امتیاز شما در این قسمت:..................

2-  پرتاب و ضربه فورهند

این تمرین به استفاده شما از ضربه فورهند در جلو کمک می‌کند. از ناحیه بیس‌لاین با وضعیت موازی آماده این سوئینگ باشید. 10 توپ متوالی را به سمت بالا کمی جلوتر از محل استقرار خود پرتاب کنید و بعد تقریبا در امتداد پای جلویی خود به توپ ضربه بزنید. پس از برخورد هر توپ را با ارتفاع مناسب از روی تور و به عمق ممکن بزنید. سعی کنید تمام توپها وارد زمین انفرادی مقابل شود. از طرفی این تمرین روشی مناسب برای آغاز بازی زمینی در طول گرم کردن تمرین است.

افزایش درجه سختی تمرین:

* تنها توپ‌هایی را بشمارید که در زمین مقابل به زمین  برخورد کند.

بررسی موفقیت:

*سعی کنید انتقال وزن در لحظه حرکت راکت از عقب به جلو باشد.

* تماس راکت با توپ باید هم سطح پای جلویی باشد.

کاهش درجه سختی تمرین:

* برای زدن ضربه به توپ نزدیک تور بایستید.

امتیازدهی موفقیتتان:

1 تا 3 ضربه داخل کورت 1 امتیاز

4 تا 7 ضربه داخل کورت 3 امتیاز

8 تا 10 ضربه داخل کورت 5 امتیاز

ثبت امتیاز شما در این قسمت:...........

(شکل 3- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

ادامه حرکت

چگونه می‌توان ضربه‌ای را با توجه به نوع وضعیت ایستادن و گریپ آن به اتمام رسانید؟ معمولا گریپ نیمه غربی به همراه ادامه حرکتی است که دور بدن هم‌سطح با گردن می‌پیچد. ادامه حرکت گریپ غربی کوتاه‌تر بوده و در ارتفاع کمتری انجام می‌گیرد یعنی درست شبیه حرکت برف‌ پاک‌کن اتومبیل. (شکل 3- 6) برای گریپ شرقی ادامه حرکت با حرکت راکت به سمت تور پایان می‌پذیرد. (شکل 4- 6)

(شکل 4- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

هر 3 روش ادامه حرکت به‌طور قطعی نشان می‌دهد که شما نباید سرعت حرکت راکت خود را قبل از برخورد به توپ کاهش دهید. معمولا در این مواقع گفته می‌شود: در جهت توپ ضربه بزنید. زمانی که شما این کار را انجام می‌دهید اجازه دارید که یک کاهش معمول را در سرعت راکت ایجاد کنید. اگر در بین راه توقف کنید ضربه شما کوتاه بوده و فاقد قدرت کافی خواهد بود و ممکن است خود شما دچار آسیب‌دیدگی در ناحیه بازو و شانه شوید.

برای تمرین ادامه حرکت یارتان توپهایی را به سمت فورهند شما تا ارتفاع کمر می‌فرستد. بعد از هر بار ضربه در انتهای حرکت راکت خود توقف کنید و موقعیت راکت را با توضیحات داده شده مقایسه کنید.

تمرینات ادامه حرکت

1- فورهندهای متوالی

با تمرین با یار خود شروع کنید. هر بازیکنی روی زمین بیس‌لاین خود ایستاده و توپی را به سمت بالا پرتاب کرده و با یک ضربه فورهند وارد بازی می‌کند و به زمین مقابل می‌فرستد. (شکل 6- 6) تعداد کل فورهندهای متوالی را که به وسیله هر 2 بازیکن زده شده است حساب کنید. یک نوع تغییر در این تمرین فورهندهای مورب است. تمرین قبل را تکرار کنید اما این بار تمام فورهند را به شکل مورب بزنید.(از فورهند به فورهند) توپهایی که به زمین انفرادی مقابل در سمت مورب نروند از دست رفته‌اند.(شکل 7 - 6)

(شکل 6- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

(شکل 7 - 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

 برای ایجاد تغییر بیشتر یک جعبه خالی توپ تنیس را روی دسته شیشه پاک‌کنی قرارداده و آن را در مرکز توربه تور تکیه دهید. (شکل8- 6) سعی کنید تمام ضربات مورب شما به اندازه کافی بلند باشد تا از بالای شیشه پاک‌کن رد شود بدون اینکه از زمین خارج شود.

(شکل8- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

دومین نوع تغییر در تمرینات فورهند بازی توپ با دیوار است.(شکل 9- 6) در فاصله یک فوتی از یک دیوار بایستید و سعی کنید توپ را به وسیله ضربات نرم در جهت دیوار در بازی نگه دارید.

(شکل 9- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

در پایان می‌توان از باریکه‌های بازی دوبل به تنهایی استفاده کرد. (شکل 10- 6) در مقابل یار خود روی بیس‌لاین در محدوده باریکه دوبل بایستید. توپ را با یک ضربه فورهند وارد بازی کنید و سعی کنید تمام ضرباتتان در این محدوده به زمین برخورد کند. این حالت بسیار مشکل است و بهتر است توسط بازیکنان سطح متوسط و حرفه‌ای اجرا شود.

 (شکل 10- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

افزایش درجه سختی تمرین:

* هر بازیکنی باید 10 ضربه از 20 ضربه متوالی را بدون وقفه اجرا کند.

بررسی موفقیت:

* زود عمل کنید.

* سعی کنید تماس راکت با توپ در جلوی بدنتان باشد.

*ادامه حرکت راکت را کامل کنید.

کاهش درجه سختی تمرین:

* زمانی که بازیکنی توپی را از دست داد توپ دیگری را وارد بازی کرده و شمارش خود را ادامه می‌دهیم.

* تمام تمرینات از محل سرویس روی بیس لاین اجرا شود.

امتیازدهی به موفقیتتان:

1 تا 3 ضربه فورهند متوالی 3 امتیاز

4 تا 7 ضربه فورهند متوالی 5 امتیاز

8 تا 10 ضربه فورهند متوالی 7 امتیاز

ثبت امتیاز شما در این قسمت:................

به سرعت روی پا حرکت کنید ، راکت را سریعا آماده کنید ، کمر خود را در شرایط راحتی نگه دارید و سعی کنید محل تماس ضربه در جلوی بدنتان باشد

 

2-  بازیهای فورهند

این تمرین آخرین مورد برای فورهند شماست. روی بیس‌لاین بایستید 10 توپ را وارد بازی کرده و به سمت فورهند یار خود که روی بیس‌لاین مقابل ایستاده بفرستید. بعد از ضربه و برگشت توپ بازی را ادامه دهید. تمام توپها باید با یک ضربه فورهند به سمت فورهند یارتان برود ودر این میان سعی کنید بازی را به نفع خود تمام کنید.

افزایش درجه سختی تمرین:

*هر ضربه‌ای را حتما به صورت فورهند بزنید حتی اگر توپ در سمت یک هند شما باشد.

بررسی موفقیت:

*به سرعت روی پا حرکت کنید.

* راکت را سریعا آماده کنید.

* کمر خود را در شرایط راحتی نگه دارید.

*سعی کنید محل تماس ضربه در جلوی بدنتان باشد.

کاهش درجه سختی تمرین:

* تا جایی که می‌توانید توپ را در بازی نگه دارید.

امتیاز‌دهی به موفقیتتان:

1 تا 3 امتیاز کسب شده 5 امتیاز

4 تا 7 امتیاز کسب شده 7 امتیاز

8 تا 10 امتیاز کسب شده 9 امتیاز

امتیاز شما در این قسمت: ...........

خلاصه موفقیت

تماشای بازی بازیکنان بزرگ تنیس آسان‌تر است چرا که همزمان با تماشای ما در یک سمت زمین آنان به سرعت آماده ضربه بعدی در سمت دیگر زمین هستند. برای یک فورهند عالی از حرکت پای خود کمک بگیرید. از یک گام جهشی و یا ضربدری برای حرکت سریع به سمت موقعیت مورد نظر استفاده کنید. وضعیت شما هر یک از موارد باز، بسته، نیمه باز و یا موازی که باشد شانه‌ها را بچرخانید، راکت را عقب بکشید و به توپ ضرب بزنید. ضربه شما باید هم‌سطح پای جلویی انجام گیرد. انتظار برگشت هر ضربه‌ای را داشته باشید. به محض اینکه ضربه فورهندی را انجام دادید، درست شبیه همان کاری که بازیکنان بزرگ انجام می‌دهند، از دست غیرمسلط برای تنظیم گریپ خود و آغاز تغییر وضعیت برای ضربه بعدی استفاده کنید.

جدول( 11- 6)

آموزش گام به گام تنیس (6)

 اجازه دهید نگاهی داشته باشیم به امتیازات ثبت شده شما در تمرینات گذشته، امتیاز خود را در جدول( 11- 6) وارد کنید و با هم جمع ببندید تا امتیاز کل فورهند شما به دست آید. اگر امتیاز به دست آمده بین 24 تا 50 است وارد فصل دوم یعنی بک‌هند شوید.

دسته ها :
جمعه بیستم 10 1387

                                    به نام خدا         

     می خواستم یک توصیه بکنم        و اون اینه که برا ی دیدن مطلب ها از دسته ها ولینک ها کمک بگیرید و با کلیک برروی انها به موضوع دلخواه برسید به علت بهم ریختگی مطالب در صفحه اصلی از دسته ها استفاده کنید 

                 نظر یادتون نرهههههههههههههههههههههههههههههه ها                                                     مهدی فخر                     

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387

کربلای غم
هر جا که راه می برم آنجاست جای غم
جاری است در مسیر زمان کربلای غم
از بطن چار عنصر عالم ز شش جهت
بر شد به هفت گنبد گیتی نوای غم
در خون نشست چشم شفق ، آسمان گریست
وز حد گذشت وسعت جغرافیای غم
جبریل بر زمین مطهر قدم نهاد
افراشت در میان بیایان لوای غم
در خون خویش تشنه لبان شاد خفته اند
ما مانده ایم و غربت بی انتهای غم
اینک غروب ای دل عاشق قدم بزن
با من تمام واقعه را پابپای غم
دل را ز غم تفاوتی اینک نمی نهم
چون غم سزای دل شد و دل شد سزای غم
با غم یگانه باش که عرش خدای نیز
اینک بر آن سر است که افتد بپای غم
در سوگ او سرودم و دیدم که باز هم
در انتهای خویشم و در ابتدای غم
در تنگراه خاطر من راه برده است
شوقی که ریشه ساخته در ژرفنای غم
این است ترس من که به ناگاه بشکند
اینسان که تکیه داده زمین بر عصای غم
خاکیم لیک در غم افلاکی حسین(ع)
پرکرد صحن سینه ما را صفای غم
غم گر غم حسین و شهیدان کربلاست
شادی نخواهم از همه عالم بجای غم
اینک تو ای محدث صحرای کربلا
با ما بگوی شمه ای از ماجرای غم

 

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
ابوالعینا در ایام جوانی وارد اصفهان شد. اتفاقا مقارن ساعت ورودش بچه ها سنگ بازی می کردند و بدون نظر بر سر او سنگی زدند و سرش را شکستند. صورت و لباسهای او به خون آلوده گردید. این یک ناراحتی برای ابوالعینا بود. ناراحتی دیگرش آن بود که در اصفهان دوستی داشت که می خواست بر او وارد شود و چون جای او را نمی دانست گردش زیادی کرد تا مقداری از شب گذشت. خانه دوستش را یافت و به آنجا نزول نمود و نیز چون در خانه میزبانش خوراکی وجود نداشت و دکانی هم باز نبود, ناچار ابوالعینا آن شب را گرسنه به سر برد تا روز شد و به خدمت مهذب وزیر رسید. وزیر پرسید: چه ساعتی وارد شهر شدی؟ ابوالعینا گفت (( فی ساعه العسره)) سوره توبه آیه 117 یعنی در ساعت دشوار. باز پرسید: در چه روزی؟ گفت : ((فی یوم نحس مستمر)) سوره قمر آیه 19 یعنی در روز نکبت دنباله دار. در پایان سوال کرد: به کجا وارد شدی؟ گفت: ((بواد غیر ذی زرع)) سوره ابراهیم آیه 37 یعنی در محلی که هیچ حاصلی نداشت. وزیر از این جوابها خندید و او را از انعام خود ممنون ساخت.
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
سلام من به محرم محرم گل زهرا

به لطمه های ملائک به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم به تشنگی عجیبش

به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش


سلام من به محرم به غصه و غم مهدی

به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم به کربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش


سلام من به محرم به حال خسته زینب

به بینهایت داغ دل شکسته زینب

سلام من به محرم به دست و مشک ابوالفضل

به ناامیدی سقا به سوز و اشک ابوالفضل


سلام من به محرم به قد و قامت اکبر

به خشک اذان گوی زیر نیزه و خنجر

سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم


سلام من به محرم به گهواره اصغر
به اشک خجلت شاه و گلوی پاره اصغر
سلام من به محرم به احترام سکینه
به آن ملیکه که رویش ندیده چشم مدینه


سلام من به محرم به عاشقی زهیرش

به بازگشتن حر خروج ختم به خیرش

سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش

به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش


سلام من به محرم به زنگ محمل زینب
به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب
سلام من به محرم به انتظار رقیه
به پای آبله بسته به چشم تار رقیه


سلام من به محرم به شور و حال عیانش

سلام من به حسین و به اشک سینه زنانش

سلام من به محرم به حزن نغمه هایش

به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
کدام آینه اش را برابرت بگذارد
خدا که صاحب خُلق پیمبرت بگذارد ؟

به جلوه می رسی از دست عاشقانه ی لیلی
که پیش عشق ، جنون تا ج بر سرت بگذارد

بزرگ می شوی آنقدر تا علی شوی آنگاه
خدا بنامدت و عشق اکبرت بگذارد

بتاز تا دهن نیزه را به خاک بمالی
مباد تیر ستم لب به پیکرت بگذارد

وضو نداشت وگرنه فرات تشنه لبت بود
نخواست لب به دهان معطرت بگذارد

و مشک خسته به دندان گرفت آب حرم را
که پاک بازی خود را برابرت بگذارد

تنت به سنت تسبیح ،دانه دانه !چگونه
حسین ! در نخ دستان مادرت بگذارد؟

پر از حدیثی و پیشانی ات کتیبه ، چنان سرخ
که نیزه ای بدود سر به منبرت بگذارد

و ابر آمده باران به مشت در دل صحرا
که خون ببارد اگر آه آخرت بگذارد
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان عالم را
غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمیدهم به سرور بهشت این غم را
غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را
به نیم قطره ی اشک محبتت ندهم
اگر دهند به دستم تمام عالم را
به یمن گریه برای تو روز محشر هم
خموش میکنم از اشک خود جهنم را
اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را


دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387

به روی نیزه ذکر یا حبیب است هوا آکنده «أمّن یجیب» است
نه تنها کودکان تو، خدا هم
پس از مرگ غریب تو، غریب است
تو مثل دست خود افتاده بودی
به قدر مهربانی ساده بودی
در آن هنگامه از خود گذشتن
عجب دستی به دریا داده بودی
پریشان یال و بی‏زین و سوارم
غریب کوچه‏های انتظارم
صدای «العطش آقا» بلند است
به خیمه روی برگشتن ندارم
سر خورشید برنی آشیان زد
علم بر بام قلب عاشقان زد
غروب کربلا رنگ فلق بود
مگر خورشید را سر می‏توان زد
بیا و حاجت ما را روا کن
دو دستت را ستون خیمه‏ها کن
به دریا می‏روی یادت بماند
لبی با سوز دریا آشنا کن
نمی‏دانم چرا اکبر نیامد
چراغ خانه مادر نیامد
نمی‏دانم چرا بانگ عطش از
گلوی نازک اصغر نیامد؟
نمی‏دانی چه بی‏تابم عموجان!
غمت را برنمی‏تابم عموجان!
هلاک دیدن روی توام من
که گفته تشنه آبم عموجان؟
مدد کن عشق، دریا یار من نیست
فلک در گردش پرگار من نیست
مدد کن دیده از دنیا ببندم
عموی آب بودن کار من نیست
عموی مهربان من کجایی؟
الهی بشکند دست جدایی
بیا با تشنگی‏هامان بسازیم
عموجان، آب یعنی بی‏وفایی
علم از دست و دست از من جدا شد
و مشک آب از دندان رها شد
قیامت را به چشم خویش دیدم
دمی که قامت خورشید تا شد

 

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387

او گفت: «اینجاست!»
در موج پررنگ صدایش
زنگ شترها بی‏صدا شد
پای شترها ماند در راه
در کاروان خسته ناگاه
موج هیاهویی به‏پا شد
از خاک صحرا
یک مشت برداشت
آن وقت، آرام
تکرار کرد او گفته‏اش را:
«اینجاست! اینجا
رنج سفر کوتاه شد
چون آخرین منزل همین‏جاست
این خاک ما را می‏شناسد
این آسمان، این خاک تبدار!»
این وسعت دشت...
در چشمهایش اشک لرزید
آرام برگشت:
«هرکس نمی‏خواهد بماند
هرکس نمی‏خواهد بمیرد
در چشم شب، آسوده راه خویش گیرد
شب یار او باد
هرکس که می‏خواهد بماند
باید بداند
فردا صدای نیزه‏ها می‏پیچد اینجا»
فردای آن روز
در چشم سرخ آسمان محشر به‏پا بود
بر سینه دشت
بر خاک گلرنگی که نامش «کربلا» بود

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
اگر از خنجر خونریز لبِ تشنه ببرند سرم را، اگر از تیغ شکافند در این عرصه ی خونین جگرم را، اگر از تیر سه شعبه بدهند آب عوض شیر گل نوثمرم را، اگر از داغ برادر شکند خصم ستمگر کمرم را، اگر از چار طرف خصم زند برجگرم تیر، اگر آید به سر و کتف و تنم ضربت شمشیر، اگر از سنگ شود غرقه به خون روی منیرم، اگر آتش عوض آب دهد خصم شریرم، اگر از داغ پسر سوزم و صد بار بمیرم، به خدایی که مرا خواسته با پیکر صدچاک ببیند به تنم زخم دوصد نیزه وشمشیر نشیند، به ستمگر نکنم کرنش و ذلت نپذیرم، اگر آرند به جنگم همه ی اهل زمین را و سما را

انا مظلوم حسین

منم و عهد الستم، نه گسستم نه شکستم، به خدا غیر خدا را نپرستم، به خدا من پسر شیر خدا و پسر فاطمه هستم، همه ی دار و ندارم همه هفتاد و دو یارم به فدای ره جانان، منم و سرخی رویم، منم و خون گلویم، منم وحنجر عطشان، منم و داغ جوانان، منم و خاک بیابان، منم و سُمِ ستوران، من و
رگ های بریده، منم و قلب دریده منم وطفل صغیرم، منم و کودک شیرم، منم و دخت اسیرم، منم و حیّ قدیرم، منم و زخم فراوان، منم و آیه ی قرآن، منم و زخم زبان ها، منم و تیغ و سنان ها، همه آیید و ببینید مقام و شرف و عزت ما را

انا مظلوم حسین

به خدا و به رسول و به علی ابن ابی طالب و زهرای بتول و حسن آن سید ابرار، به هفتاد و دو یارم به حبیبم به زهیرم به طرماح و به جون و وهب پاک سرشتم، به جلال و شرف عابس و عباس و به عثمان و به جعفر، به شهیدان عقیل و به خلوص دل عبد اللَّه و قاسم، به علی اکبر و داغش به علی اصغر و خونش به گل یاس مدینه، به رقیه به سکینه، به دل سوخته ی زینب کبرا و دو فرزند شهیدش، به لب تشنه ی اطفال صغیرم، به تن خسته ی سجاد عزیزم، من از این قوم ستمگر نگریزم، نکنم بیعت و با خصم ستمگر بستیزم، من و ذلت، من و تسلیم، من و خواری و خفت، سر من بر سر نی راه خدا پوید و با دوست سخن گوید و گردد هدف سنگ و خورد چوب، نبینم به خدا غیر خدا را

انا مظلوم حسین
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387

یه روز یه آمریکاییه می‌خواسته پوستر نمایندشون رو بزاره روی دیوار، هر کاری می‌کرده نمی‌شده، بعد سه روز می‌فهمه که نمایندشون قوز داره و به دیوار نمی‌چسبه!

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

* * *
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشمروزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریادالعطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد

* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگونشدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دونشدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی
کاشآن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی
آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند

* * *
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله ی انبیا زد
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسازدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگهسرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بردر ِ حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب

* * *
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمی نرسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیستبی ملال

* * *
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند
جمعی که زد به هم صفشان شورکربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبارگیسویش از آب سلسبیل

* * *
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شدآشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حبابوار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد

* * *
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهویی از دشت پاکشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چونچشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاریتیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پسبا زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

* * *
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهیفتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنینمانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

* * *
کای مونس شکسته دلان حال ماببین
ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
درورطه ی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلاببین
تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه هاببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین
آنتن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین
یا بضعةالرسول زابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد

* * *
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان
دردیده ی اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد

* * *
ای چرخغافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای
بر طعنت این بساست که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
ای زاده زیاد نکرده استهیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای
کام یزید داده ای از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای
بهر خسی که بار درخت شقاوتست
درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفیو حیدر و اولاد کرده ای
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجربیداد کرده ای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
بارد چه؟خون!که؟دیده،چه سان؟روز و شب!چرا؟
از غم،کدام غم؟غم سلطان کربلا!

نامش چه بد؟حسین!ز نسل که؟از على!
مامش که بود؟فاطمه!جدش که؟مصطفى‏

چون شد؟شهید شد!به کجا؟دشت ماریه
کى؟عاشر محرم!پنهان؟نه،بر ملا
شب کشته شد؟نه،روز،چه هنگام؟وقت ظهر

شد از گلو بریده سرش؟نى،نى،از قفا!
سیراب کشته شد؟نه!کسى آبش نداد؟داد!

که؟شمر،از چه چشمه!از سر چشمه فنا!
مظلوم شد شهید؟بلى!جرم داشت؟نه!

کارش چه بد؟هدایت!یارش که بد؟خدا
این ظلم را که کرد؟یزید!این یزید کیست؟

زاولاد هند،از چه کس؟از نطفه زنا
خود کرد این عمل؟نه،فرستاد نامه‏اى

نزد که؟نزد زاده مرجانه دغا
ابن زیاد،زاده مرجانه بد؟نعم

از گفته یزید تخلف نمود؟ لا!
این نابکار کشت‏حسین را به دست‏خویش؟

نه،او روانه کرد سپه سوى کربلا
میر سپه که بد؟عمر سعد!او برید

حلق عزیز فاطمه؟نه،شمر بى‏حیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟

کرد،از چه پس برید؟نپذیرفت از او قضا
بهر چه؟بهر آنکه شود خلق را شفیع

شرط شفاعتش چه بود؟نوحه و بکا
کس کشته شد هم از پسرانش؟بلى،دو تن

دیگر که؟نه برادر!دیگر که؟اقربا
دیگر پسر نداشت؟چرا داشت،آن که بود؟

سجاد!چون بد او؟به غم و رنج،مبتلا
ماند او به کربلاى پدر؟نى،به شام رفت

با عز و احتشام؟نه،با ذلت و عنا!
تنها؟نه با زنان حرم،نامشان چه بود؟

زینب،سکینه،فاطمه،کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت؟بلى،گرد روزگار

بر سر عمامه داشت؟بلى،چوب اشقیا
بیمار بد؟بلى!چه دوا داشت؟اشک چشم

بعد از دوا غذاش چه بد؟خون دل غذا
کس بود همدمش؟بلى اطفال بى‏پدر

دیگر که بود؟تب،که نمى‏گشت از او جدا
از زینت زنان چه به جا مانده بد؟دو چیز

طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا!
گبر این ستم کند؟نه!یهود و مجوس؟نه

هندو؟نه!بت پرست؟نه!فریاد از این جفا
«قاآنى‏»است قایل این شعرها؟بلى
خواهد چه؟رحمت.از که؟ز حق!کى؟صف جزا
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387

یه روز یه آمریکاییه می‌خواسته پوستر نمایندشون رو بزاره روی دیوار، هر کاری می‌کرده نمی‌شده، بعد سه روز می‌فهمه که نمایندشون قوز داره و به دیوار نمی‌چسبه!

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387

یک روز یک گنجشک با یک موتوری تصادف می کند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»

 

 

 

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
باز این چه آتش است که بر جان عالم است ؟
باز این چه شعله غم و اندوه ماتم است ؟
باز این حدیث حادثه جانگذار چیست؟
باز این چه قصه ایست که با غصه توام است؟
این آه جانگزاست که در ملک دل به پاست‏
یا لشکر عزاست که در کشور غم است
آفاق پر ز شعله برق و خروش رعد
یا ناله پیاپى و آه دمادم است؟
چون چشمه چشم مادر گیتى ز طفل اشک‏
روى جهان چو موى پدر کشته درهم است
زین قصه سر به چاک گریبان کروبیان‏
در زیر بار غصه قد قدسیان خم است
گلزار دهر گشته خزان از سموم قهر
گویا ربیع ماتم و ماه محرم است
ماه تجلى مه خوبان بود به عشق
روز بروز جذبه جانباز عالم است
مشکوة نور و کوکب درى نشأتین
مصباح سالکان طریق وفا حسین‏
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
غزل آتش
خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفت
بغضی شکست و دامن هفت آسمان گرفت

آبی که دستبوس عطش بود شعله زد
آتش، سراغ خیمه ی رنگین کمان گرفت

ابری برای گریه نیامد ولی زسنگ
خون، غنچه غنچه خاک تو را در میان گرفت

" اسبی ز سمت علقمه آمد" دگر بس است
تیری امام آینه ها را نشان گرفت

مانده است در حکایت این سوگ، شعر من
چندان که جسم سوخت و آتش به جان گرفت

از آخرین شراره چنین می رسد به گوش:
باید تقاص عافیت از کوفیان گرفت
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387

محرم آمد و ماه غم آمد همان ماه سراسر ماتم آمد
محرم ماه عشق و ماه خونست محرم ماه ایثارو جنونست
محرم عالم اندر شور و شین است محرم ماه ایثار حسین است
حسین گفتم دلم بی تاب گشته دو چشمم غرق در خوناب گشته
حسین گفتم دلم در سینه لرزید سرشک غم بروی گونه غلتید
لب عطشان او آمد بیادم بر آمد آه جانسوز از نهادم
به دل گفتم دلا گر می توانی برو تا کربلا کمتر ز آنی
نهادم پلکها را تا که برهم به جسمم کربلا آمد مجسم
به چشم دل بدیدم نینوا را همان دشت پر از رنج و بلا را
دهان کف کرده لب خشکیده دیدم صدای العطش را می شنیدم
بدیدم جامهای باده آنجا همه عاشق همه دلداده آنجا
نمی دانم چه ها در باده دیدند که جام را تا به آخر سر کشیدند
چو دیدم جامها گشتند خالی شدم دیوانه و حالی به حالی
بگفتم باده را چونان فروشند؟ یکی گفتا به نرخ جان فروشند
بپرسیدم بهای باده چونست؟ جواب آمد بهای باده خونست
چو آنجا خویش را دیوانه دیدم حسین شمع و همه پروانه دیدم
نمی دانم چه کردند و چه دیدم چه می گفتند و آنجا من شنیدم
یقین آنان که آنسان می نمودند شهادت نامه امضا کرده بودند
به ناگه دیدم از اعدا یکی خاست صدا آمد حسین فرزند زهراست
چرا آخر به رویش آب بستید دل زهرا و حیدر را شکستید
به سویش می خزید او گفت نالان گناهم را ببخشا ای حسین جان
صدای توبه ، توبه می شنیدم همانسانی که در تعزیه دیدم
زمان را اندکی رفتم جلوتر بدیدم محشری الله و اکبر
عمود خیمه ای افتاده دیدم از آن من بوی یاسی می شنیدم
در آن دم من دلم می کرد احساس که این خیمه بود از آن عباس
به باقی خیمه ها آتش در افتاد بسی دیدم در آنجا ظلم و بیداد
عزیزان حسین در تاب و در تب همه بودند گرداگرد زینب
به سوی قتلگه با سر دویدم کنار القمه ناگه رسیدم
علمداری به خون افتاده دیدم صدای یا اخا ، مولا شنیدم
دو دست از پیکرش دیدم جدا بود میان خون گویی در شنا بود
گرفته مشک آبش را به سینه صدا می زد سکینه جان سکینه
بیامد تیرها بر مشک او آخ! که مشک آب شد سوراخ و سوراخ
گرفت آنگاه مشکش را به دندان که تا شاید رساند نزد طفلان
همی گفتا اخا آبی نخوردم لب عطشان کنار آب مردم
از آنجا رفته ام تا من به میدان بدیدم پیکر بی سر شهیدان
به خاک افتاده دیدم سرو و شمشاد به خون آغشته دیدم تازه داماد
چه کس این قصه در جایی شنیده؟ چه کس داماد در خون خفته دیده؟
شهیدان را چو می کردم شماره بدیدم پیکری من پاره پاره
اگر سر دیدم از پیکر جدا بود بدون سر به چشمم آشنا بود
بدانستم علی اکبر است این شبیه حضرت پیغمبر است این
شهیدان را همی کردم نظاره یکی کودک بدیم شیرخواره
چه کودک! عالمی را نورعین بود گل نشکفته باغ حسین بود
گلوی نازکش را پاره دیدم به ناگه نعره ای از دل کشیدم
به گفتم اصغرا جانم فدایت روا باشد بمیرم گر برایت
لبانش را نگه کردم در آن حال لبش خشکیده بود و بسته تبخال
شمارش چون رسیده تا به هفتاد در آن دم دیده ام من عمق بیداد
به خون افتاده دیدم من شهیدی که من گفتم ،توهم اینجا شنیدی
نمی دانی که زخمش چند و چون بود شمارش از شمارش هم فزون بود
نمی دانی چه دیدم من در آن حال تنی از سم اسبانش لگد مال
سرش را از قفا ببریده بودند به روی نیزه و نی می نمودند
بدانستم تن بی سر حسین است کنون عالم ز داغش شور و شین است
چو کارم تا بدینجا شد سر انجام به همراه اسیران رفته ام شام
زنی دیدم که در محمل نشسته سرش از چوبه محمل شکسته
زنان بگرفته اند دور و برش را به محمل تا نکوبد او سرش را
چنان بر سینه و سر می زد آنجا دو دستش بسته بود از لیف خرما
گروهی پیش پیش ساربان بود تو گویی رهنمای کاروان بود
بسی سر اندر آنجا روی نی بود چنین رسمی کجا دیدی؟ کی بود؟
تمام دیده ها آنجا عجب بود مگر مهمان کشی رسم عرب بود؟
میان کاروان دختی سه ساله ز هجران پدر می کرد ناله
کنار دخترک تشت زری بود میان تشت، نورانی سری بود
که با سرمن شنیدم رازها گفت میان گفتگو خاموش شد، خفت
چو آوردم به کاغذ اینهمه درد قلم احساس می شد گریه می کرد
هر آنچه کرده بودم من مجسم ز صد تا من نود تا گفته ام کم
زبان ((منصور)) دیدی هست الکن بیا دستی به دامان حسین زن

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 10 1387
X